فرزانه روستايي
به همين راحتي پليس گشت منطقه پاکدشت به سه اتومبيل پارک شده در کنار يک خيابان مشکوک و در يک بررسي ساده معلوم شد شش نفر در حال تعرض به يک خانم هستند. دو نفر از آن شش نفري که به راحتي آب خوردن احتمالاً هنگام برگشتن از سر کار يکي از شهروندان اين منطقه را ربوده و با تلفن همراه به ديگر رفقاي خود اطلاع داده اند تا به آنان ملحق شوند، چنان راحت و آسوده خيال بودند که به مخيله آنان خطور نکرد يا حتي اندکي احساس ناامني نکردند که براي انجام چنين جرمي يک خيابان فرعي تر را انتخاب کنند يا يک محله آن طرف تر بروند تا يک گشتي معمولي پليس به آنان مشکوک نشود.اگر مجرمان
چند سالی ست که او را می شناسم .دوست داشتنی ترین فعال معلمان است.شخصیتش آمیخته ای موزون و هماهنگ است .چهره ای نجیب و پر کشش،پوششی آراسته و همگون،زبانی شیرین وگیرا ،اندیشه ای پویا و قلبی فراخ که درونمایه ای ازعشق و هنر را یدک می کشد . آموزگاری که رنجاندن دیگران را نیاموخته و نمی شناسد . داشتن خاطره ای بد از رضایی دور از ذهن است . شنیده ام که مادرش بسیار بیقرار اوست.به سادگی می توان به این شیرزن حق داد زیرا دور بودن از محمد رضا یعنی نداشتن یاری مهربان با تمامی احساسات و ویژگی های بالا. واینک پس از ابراز امیدواری برای رهایی هر چه زودتر او،
نوشته ای از محمد رضا رضایی آموزگاردر بند را با هم می خوانیم
مرد دست پسر را گرفته و به همراه او حرکت می کند تا به صندلی می رسد و بر روی آن می نشیند . پسرک لبخند بر لب دارد .من نشسته ام و نگاه می کنم . مرد رویش را به طرف پنجره می کند و می گوید :- آقای مدیر تشریف ندارند؟پرونده های روی میز را برمی دارم ، داخل کمد می گذارم و می گویم :چند لحظه صبر کنید ، الان صدایشان می کنم .از اطاق بیرون می روم و نگاهی به اطراف می اندازم . مدیر در حالی که پوشه ای در دست دارد به سرعت از راهرو می گذرد . صدایش می کنم : آقای فراهانی توی دفتر کارتون دارند . برمی گردد و با هم به دفتر می رویم . من می نشینم . آقای فراهانی به او نزدیک می شود . وقتی به مرد می
نوشته ای از مهدی بهلولی
پس از گذشت دوهفته از دستگيري محمدرضا رضايي گركاني، عضو هيآت مديره كانون صنفي معلمان، هنوز كوچكترين خبردرست و مستندي از ايشان در دست نيست. رضايي در روز 14 مهرماه به همراه يازده نفر ديگر، درمنزل باغاني ، دبيركل كانون صنفي معلمان، بازداشت گرديد. فرداي آن روز در حالي كه ازاين افراد استعفانامه هايي گرفته شد، همگي به جز او آزاد گرديدند. اين در حالي است كه چند روز پيش از اين ، رضايي نيز از كانون استعفا داده بود و براي خداحافظي از دوستان ، در جلسه هفتگي كانون شركت مي كرد. جلسه اي عادي و هفتگي كه پس از 13 مهر، روز جهاني آموزگار،برگزار مي گرديد و چندان دستور كاري هم نداشت وخواه ناخواه ، بيشتر حول و حوش گزارش هاي روز پيشين مي توانست باشد.
از همان روز پانزدهم مهر، پي گيري هاي برخي از اعضاي كانون، همچون باغاني و بهشتي براي روشن شدن وضعيت رضايي آغاز گرديد. از وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب گرفته تا وزارت آموزش و پرورش و حراست آن، تا دست كم خبري راستين و موثق از ايشان بدست آيد. از كريميان ، مشاور معاون وزيرآموزش و پرورش در امور تشكل ها نيزكمك گرفته شد. چندين بار از اينجا و آنجا خبر رسيد كه در يكي دو روز آينده ، رضايي آزاد خواهد شد. حتي كريميان هفته پیش گفته اي از وزارت
تقدیم به بداقی آموزگار در بند
این روزها دل نازکتر از گذشته شده ام . با دیدن نمایی غم انگیز ،نوایی غمناک و یا حتی اندیشه ای تلخ ،چشمه دیده ام می جوشد .شاید رویدادهای پس از انتخابات ویا دیدارهای هفتگی با خانواده های داغدار دلیل آن باشد .
اکنون که این نوشته را می نویسم ،یکی دیگر از دیدارهای هفتگی با خانواده های آسیب دیده درانتخابات به پایان رسیده است،در اتوبوس نشسته و بسوی شهرستان در حرکتم . اتوبوس خلوت ،درهردو صندلی یک نفر نشسته و برخی از آنها نیز خالی است ،من نیز چنینم .مسافران هر یک به کاری سرگرمند وسکوت این اتاقک جنبنده را فراگرفته است .انگار همه دراندیشه سخنان خانواده شهید امروزند. گوشی تلفن همراهم در گوشم است . آهنگ ها یکی پس از دیگری ،در گوشم صدا و درذهنم آشوب به پا می کند . " آتش و آهن " استاد شجریان شاه بیت آهنگ هاست . ناخود آگاه به یاد بداقی،مومنی ،داوری، ابراهیمی و...بيانيه كانون صنفي معلمان ايران به مناسبت روز جهاني معلم
همكاران گرامي
همانگونه كه مي دانيد در سال 1994ميلادي، روز پنجم اكتبر، برابرسيزدهم مهرماه، از سوي سازمان يونسكو،"روز جهاني معلم"(World Teachers' Day) نامگذاري گرديد. هرچند اين روز، در نظام جمهوري اسلامي به عنوان روز جهاني گراميداشت مقام معلم، به رسميت شناخته شده است، اماسال هاست نه تنها ازسوي هيچ نهاد و ارگاني رسمي از جمله آموزش و پرورش، پاس داشته نمي شود متآسفانه حتي در تقويم رسمي كشور نيز به آن كمترين اشاره اي نگرديده ونمي گردد! روزي كه بي گمان در سرمشق و الگوي پديده ي نوين"جهاني شدن"
نوشته ای از مهدی بهلولی
" هدف آموزش، رشد كامل شخصيت انساني، تقويت احترام به حقوق بشر و آزادي هاي بنيادين خواهد بود. آموزش بايد تفاهم، مدارا و دوستي درميان همه ي ملت ها و گروه هاي نژادي و مذهبي را ترويج كند و به فعاليت هاي (سازمان) ملل متحد، در راه حفظ صلح، ياري رساند."
بند2 ماده 26 اعلاميه ي جهاني حقوق بشر
سال هاست كه در ايران، گويي پيوندي ناگسستني ميان سامانه ي آموزش و پرورش وانبوهي از نارسايي وكمبودها بسته شده است. آنچنان كه به هنگام سخن ازاين نهاد- بزرگ و گسترده ترين نهاد آموزشي كشور- همگي به ياد كسري بودجه هاي ميلياردي، ساختمان هاي فرسوده ومخروبه، مدرسه هاي كپري، بخاري هاي نفتي قديمي و كلاس هاي 40 نفره مي افتيم. برخورد با آموزگاري كه ازاينها وديگرشرايط كاريش، دلي چركين و پرخون نداشته باشد، براستي كه در اين ديار، پديده اي كمياب است. آموزگارنيزاز چندان منزلت وجايگاهي برخوردارنيست وآموزگاري، پيشه اي شده است با كمترين رانه و انگيزه اي. آماردرستي در دست نيست اما بسياركم مي بينم معلمي را كه فرزند خويش را به آموزگاري بخواند و سفارش كند. آخر كسي كه كاراصلي و رسميش، حتي كفاف
به نام خداوند جان و خرد
پيام كانون صنفي معلمان ايران به مناسبت آغاز سال تحصيلي 89-88
همكاران گرامي
به پيشينه چندين ساله ي اخير، مي خواستيم پيام سال تحصيلي جديد را با كاهش منزلت معلم ، عدم اجراي قانون خدمات كشوري ، افزايش مداوم قيمت ها ، نزول توان خريد فرهنگيان و... آغاز كنيم ؛ اما ديديم كه امسال، گويا چنين چيزي امكان پذيرنيست!
همكاران فرهنگي
همانگونه كه مي دانيد سال تحصيلي گذشته، در ميان شور و نشاط انتخابات دهم رياست جمهوري به پايان رسيد؛ انتخاباتي كه نسبتآ همه اقشار گوناگون اجتماعي ايران را درگير و متوجه خود نمود و اميد هاي بسياري برانگيخت. پس ازآن و با تعطيلي كلاس درس مدرسه و دانشگاه ، متآسفانه اما، كار به گونه ديگري پيش رفت و كلاس درس تلخ و بزرگ تر جامعه به روي دانش آموزان گشوده شد. تا اين بار نه